تجربیات دوران کودکی: تربیت سختگیرانه، انتقادهای مداوم والدین یا تجربههای تلخ در کودکی میتواند زمینهساز گرایش به خودسرزنشی و مازوخیسم فکری شود.
خودپنداره منفی: افرادی که تصویری منفی از خود دارند، بیشتر در معرض این نوع تفکر هستند.
تأثیرات فرهنگی و اجتماعی: برخی فرهنگها و جوامع ارزشهای خاصی را به رنج یا فداکاری بیش از حد اختصاص میدهند که میتواند موجب تقویت مازوخیسم فکری شود.
تربیت مبتنی بر انتظارات بالا: فشار برای کامل بودن یا رسیدن به اهداف نامعقول میتواند فرد را به انتقاد و سرزنش مداوم خود سوق دهد.
اختلالات روانی: اختلالات مانند افسردگی، اضطراب، و اختلالات شخصیتی ممکن است در افزایش تمایل به مازوخیسم فکری نقش داشته باشند.
الگوهای فکری ناکارآمد: تفکرات خودکار و الگوهای شناختی منفی میتوانند فرد را به سمت خودآزاری ذهنی هدایت کنند.
فشارهای اجتماعی و انتظارات: انتظارهای جامعه یا محیط پیرامون میتواند باعث ایجاد احساس نارضایتی مداوم و گرایش به خودآزاری ذهنی شود.
احساس گناه و مسئولیت بیش از حد: افراد با حس مسئولیتپذیری افراطی یا احساس گناه شدید، بیشتر مستعد ابتلا به این اختلال هستند.